قابت فزاینده ی جهانی که امروزه شرکتها با آن درگیر هستند لزوم توجه سازمانها به مشتریان و مدیریت روابط بامشتریان را سبب می شود اما مطالعات صورت گرفته نشان میدهند که ۷۰درصد اجراهای مدیریت ارتباط با مشتری انتظارات مدیران را برآورده نساخته است.
شناخت نسبت به نوع سازمانی که استراتژی در آنجا پیاده میشود، ایجاد بانک داده های مشتری، طبقه بندی و تمایز مشتریان مختلف( وفادار-عادتی- تعاملی- رابطه ای)، توجه به ماهیت روابط با مشتری در اجرای استراتژی مدیریت روابط با مشتری منتج به افزایش ارزش افزوده برای سهامداران، افزایش سود و کاهش هزینه ها برای شرکت می شود. رویکرد استراتژیک نسبت به مدیریت ارتباط با مشتری رویکردی فراگیر، سیستماتیک و چند بعدی می باشد که تعامل بین مدیریت ارتباط با مشتری و اولویتهای استراتژیک سازمان (مثل جذب مشتریان جدید، ارتقای بهره وری و کاهش هزینه ها، دسترسی ایمن به بازارهای جدید) را برقرار می سازد.
کلمات کلیدی:
مدیریت ارتباط با مشتری، استراتژی،مشتریان وفادار، مشتریان عادتی، چرخه عمر مشتری.
مقدمه
در سالهای اخیر با توجه به رقابت فزاینده جهانی، تعدادی از سازمانها نیاز توجه به مشتریان را شناسایی کرده اند. نتیجتا، مدیریت ارتباط با مشتری در طراحی استراتژی های سازمانی مورد توجه قرار گرفته است. سیستمهای ارتباط با مشتری می توانند به عنوان سیستمهای اطلاعاتی با هدف قادر سازی سازمانها به تحقق تمرکز بر مشتری دیده شوند.(Bull, 2003, p592)
چنانچه ایده ها و مقالات اخیرا منتشر شده را بررسی کنیم، می بینیم که مدیریت روابط مشتری هنوز برای بسیاری از شرکتها رایج و مهم می باشد و بعنوان یک رویکرد منسجم، به شناسایی، جذب و نگهداری مشتریان کمک نموده و سازمانها را قادر می سازد تا تعاملات با مشتریان را مدیریت و هماهنگ نمایند. بنابراین مدیریت ارتباط با مشتری سازمانها را در خصوص تلاش هایشان برای حداکثر سازی ارزش تعامل با هر مشتری حمایت نموده و به طرف عملکرد برتر هدایت می کند. با این حال، هنوز در برخی از موارد، اهداف استراتژیک مدیریت ارتباط با مشتری در بیشترین حد مورد انتظار، تحقق نیافته و حتی شکست می خورند. بطوریکه ۷۰ درصد اجراهای مدیریت ارتباط با مشتری انتظارات مدیران را برآورده نمی کنند.(لامبرتی، ۲۰۰۳ )(Rothenberger, 2007, p462)
در ماه می سال۲۰۰۰ در کنفرانس CIO کانادا، در مطالعه ای که به وسیله شرکت مشاوره اندرسن ارائه شد، نشان داد که اولویت های برتر”رهبران تجاری” عبارت بودند از:
- جذب مشتریان جدید (بوسیله ۸۶ درصد از پاسخگویان ذکر شده)
- ارتقای بهره وری (۸۴درصد)
- کاهش هزینه ها (۷۷ درصد)
- دسترسی ایمن به بازارهای جدید( ۶۰ درصد)
در هر حال، مدیریت ارتباط با مشتری بعنوان یک اولویت برتر تنها به وسیله ۱۰درصد از رهبران تجاری رتبه بندی شدند، که در این بررسی در بین ۱۴ اولویت سازمانی کمترین رتبه را به خود اختصاص داد. این نتایج نشان دهنده این است که نقش مدیریت ارتباط با مشتری در دستیابی به اولویتهای برتر سطوح عالی مدیریت تجاری، مستند و مورد توافق نیست.
چهارچوب استراتژیک پیوندی میان مدیریت ارتباط با مشتری و این اولویتها بر قرار میکند. آن شامل عناصر ضروری یک استراتژی مدیریت ارتباط با مشتری و چگونگی هماهنگی و تناسب بین آنها برای دستیابی به نتایج مطلوب برای یک شرکت می باشد. همچنین ظرفیتهای تجاری را که باید مورد توجه قرار بگیرد و چگونگی استفاده از آنها برای کسب نتایج مطلوب را شناسایی می کند.
چهارچوب استراتژیک مدیریت ارتباط با مشتری می تواند در ۲ روش مورد استفاده قرار گیرد:
- بعنوان مبنایی برای توسعه یک استراتژی مدیریت ارتباط با مشتری برای یک موقعیت مشخص.
- بعنوان یک چهارچوب مرجع برای ارزیابی یک مدیریت ارتباط با مشتری بر حسب تناسب آن با اولویتهای برتر تجاری .( ۱۰ sue, 2001, p
یک مطالعه در خصوص ۲۰۲ پروژه مدیریت ارتباط با مشتری به این نتیجه رسید که تنها ۷/۳۰ درصد از سازمانها اذعان نمودند که به پیشرفتهایی در روش فروش و خدمت دهی به مشتریان دست یافته اند.
علاوه بر این، یک مطالعه کلی تر تخمین میزند که ۷۰ درصد شرکتها نهایتا در این زمینه شکست خواهند خورد.
بررسی «کیگا» نشان داد که: شرکتها عموما پیچیدگی مدیریت ارتباط با مشتری را کمتر از حد تخمین می زنند، و فاقد اهداف تجاری شفاف بوده و گرایش به سرمایه گذاری ناکافی در تدارک و تهیه نرم افزار مدیریت ارتباط با مشتری دارند. در حالیکه یافته های کیگا یک سناریوی تیره و تار بیطرفانه را نشان می دهد، واضح است که همه سازمانها در این حوزه با شکست مواجهه نمی شوند. شرکت فرست مانهاتان یکی از شرکتهای گوناگونی است که به وسیله «نویل» مورد بررسی قرار گرفت که روشهای مدیریت ارتباط با مشتری را بکار برده و موفقیت را تجربه نمود. واضح است که هنوز نیاز به مطالعات تجربی بیشتری از مدیریت ارتباط با مشتری در این زمینه وجود دارد. (Bull, 2003, p593)